عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
1301
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
45 - إنّ الدّهر يجري بالباقين ، كجريه بالماضين ، ما يعود ما قد ولّى ، و لا يبقى سرمدا ما فيه ، آخر فعاله كأولّه ، متسابقة أموره متظاهرة أعلامه ، لا ينفكّ مصاحبه من عناء و فناء و سلب و حرب 3693 . 46 - إنّ الدّهر موتر قوسه ، لا تخطي سهامه و لا تؤسى جراحه ، يرمي الصّحيح بالسّقم ، و النّاجي بالعطب 3694 . 47 - الدّهر موكّل بتشتيت الألّاف 1173 . 48 - ساعة ذلّ لا تفي بعزّ الدّهر 5580 . 49 - ساهل الدّهر ما ذلّ لك قعوده و لا تخاطر بشيء رجاء أكثر منه 5623 . نيست گاهى آدمى را به نكبت هر چه تمامتر مى كشاند ) . 45 - براستى كه روزگار به بازماندگان جريان دارد ، چنان كه در گذشتگان جارى بوده ، آنچه در حقيقت پشت كرده بر نخواهد گشت ، و آنچه در آن هميشگى و پاينده است باقى نخواهد ماند ، آخرين كار آن مانند اول آنست ، كارهايش بر يكديگر پيشى گيرنده ، و نشانههاى آن يكديگر را پشتيبان ، مصاحب و يارش از رنج و فنا و ربودن مال و هلاك و بدبختى جدا نمى شود . 46 - براستى كه روزگار كمان خود را چله كرده و با تير آماده ساخته ، تيرهايش خطا نرفته ، و جراحتهايش مداوا نمى شود ، تندرست را به بيمارى ، و رستگار را به هلاكت خواهد انداخت . 47 - روزگار به پراكنده كردن الفت گيرندگان موكّل شده است ( گويا خداوند آن را براى اين كار مأمور ساخته كه افراد را از هم جدا سازد ) . 48 - يك ساعت خوارى با عزّت روزگار برابرى نمى كند . 49 - با روزگار سهل انگارى نما و با آن بساز ، مادامى كه براى تو رام باشد يا بر آن سوار باشى و چيزى را مشرف بر هلاك مساز به اميد زياده بر آن ( يعنى مال خود را